آهنگهای ویژه

  • اشوان

    کتاب

  • دل دل

  • شبنم

    سن سویرم

  • محسن ابراهیم زاده

    یکی یدونه

  • محسن چاوشی

    حلالم کن

  • اشوان

    شیدا

اخبار

سیروان خسروی یک پاپ استارموفق است؟

0

سیروان خسروی در مدت فعالیتش همیشه سعی کرده نوآوری داشته باشد و کارش رنگ و بوی تکرار نگیرد. هیچ وقت هم از حواشی دور نبوده است. از مشکلاتش با همکاران و نوازندگانش گرفته تا واکنش‌های اجتماعی و اعتراض‌های اینستاگرامی‌اش همگی نشان می‌دهد اگر چه کارش در اولویت است اما دوست ندارد برای اینکه وارد حاشیه نشود فقط سکوت کند. نبوغش در تنظیم باعث شده از برادش فرسنگ‌های جلوتر باشد و از طرفی توانایی‌اش در جذب مخاطب عام هم باعث شده از استادش کاوه یغمایی پرطرفدارتر باشد. به بهانه‌ی انتشار آلبوم‌ جدیدش یعنی مونولوگ و کنسرت آنلاین‌اش نگاهی به کارنامه او داشتیم و سعی کردیم با در نظر گرفتن روند فعالیت پانزده‌ ساله‌اش به عنوان خواننده در رابطه با جایگاهش قضاوتی بی‌طرفانه داشته باشیم.

موسیقی پاپ پس از انقلاب یک مشخصه بارز دارد: تاریخ مصرف کوتاه مدت.
به پاپ استارهای پس از انقلاب نگاه کنید هرکدام آمدند و مدتی به اصطلاح روی بورس بودند.
پس از آن هم شاید محو نشدند اما بی‌شک کمرنگ و کمرنگ‌تر شدند.
در این بین سیروان خسروی از معدود استثناها است.
او شاگرد کاوه یغمایی بوده و وقتی حدودا ۱۹ ساله بود به عنوان نوازنده کیبورد با کاوه روی صحنه رفت.
سیروان در ابتدا با آوای باربَد قرار داد بست و آلبوم اولش «تو خیال کردی بری» را منتشر کرد.
با وجود استقبال نسبی از این آلبوم سیروان چهار سال بعد آلبوم دومش یعنی «ساعت ۹» را با ایران گام منتشر کرد.
در تولید این دو آلبوم شخصی به نام امید اطهری‌نژاد نقش بسزایی داشت.
او هم شاگرد کاوه یغمایی بود و در ترانه‌ها و موسیقی سیروان را همراهی می‌کرد اما امروز هیچ نامی از او نیست.
سیروان سه سال بعد موفق‌ترین آلبومش یعنی «جاده رویاها» را باز هم با شرکت ایران گام منتشر می‌کند.
شاید تا امروز این آلبوم نقطه عطف کارش باشد و البته شروعی مجدد.
سیروان حالا به عنوان تنظیم کننده هم جایگاه مهمی داشت و آلبوم جشن تنهایی شهاب رمضان را تنظیم کرد.
همچنین یکی از مگاهیت‌های تاریخ ایران یعنی وایسا دنیا کار او بود.
حالا او در عمل فقط یک خواننده نبود بلکه پرودوسر کارهای خودش و دیگران هم شده بود.
همین باعث می‌شد با موج موفقیت یک تنظیم کننده جدید اوج نگیرد و با افولش، فراموش شود.
همه چیز در اختیار خودش بود و هرچقدر می‌خواست برای آثارش زمان می‌گذاشت.
سیروان نترسید که از کسی عقب بماند و لابه‌لای پاپ استارهای نوظهور فراموش شود.
او راه منحصر به فرد خودش را آغاز کرد و ادامه داد.
سیروان پس از انتشار آلبوم سومش با قطعه «دوست دارم زندگی رو» به صدر اخبار بازگشت.
قطعه‌ای پر انرژی که به نوعی در برگیرنده‌ی پکیجی از موسیقی و رفتار او بود.
هدف داشتن، خوشحال بودن، انرژی و ورزش و … همگی به نوعی در این قطعه و در زندگی او وجود داشت.
سیروان نترسید که از کسی عقب بماند و لابه‌لای پاپ استارهای نوظهور فراموش شود.
از طرفی دست به حرکت‌های نو زد و با کمک اسپانسری مثل اکس کنسرت آنپلاگدی در برج آزادی برگزار کرد.
شاید در آن زمان برخی فکر می‌کردند به دلیل استقبال پایین او به سالن‌های کوچک‌تری رفته اما اگر هم چنین چیزی درست بود.
سیروان کار جدیدی کرد و از طرفی بعدا نشان داد همچنان مخاطب گسترده‌ی خودش را دارد.
سیروان تقریبا تمام کارهایش را مستقل پیش برد و حتی از جایی به بعد مدیر برنامه قدیمی‌اش را هم کنار گذاشت.
او در اقدامی جالب سعی کرد تک آهنگ‌هایش را روی سایت شخصی‌اش به فروش بگذارد در صورتی که آن زمان امکان فروش تک آهنگ در سایتی مثل بیپ تونز وجود نداشت.
در تمام مدت فعالیتش از بهترین نوازنده‌های ایران استفاده کرد اما این همکاری‌ها را پس از مدتی قطع کرد و تنها رابطه‌اش با برادرش و کاوه یغمایی را حفظ کرد.
از رضا تاجبخش و حامد حمیدزاده و امید حاجیلی گرفته تا کیان پورتراب و نیما رمضان و مسعود همایونی همگی در کنار او ساز زدند اما به مرور حذف و گزینه‌های دیگر جایگزین شدند و البته این روند تا امروز ادامه دارد و حالا هم نوازنده‌های قدرتی مانند نیما حمیدی و امیر دانایی کنارش هستند.
سیروان با سان استار قرار داد بست و با وجود تمام انتقاداتی که در رابطه با تبلیغ آبمیوه به او شد نتیجه این همکاری او را نسبت به تهیه کننده‌ها بی‌نیازتر کرد.
برخلاف اکثر پاپ استارهای دهه ۹۰ که تمام اختیارشان در دست تهیه کننده‌ها بود او سعی کرد مدیریت تمام کارهایش را بدست بگیرد.
به نورپردازی کنسرت‌هایش اهمیت ویژه داد و حتی برای این کار تجهیزاتی به ایران وارد کرد.
همچنین تلاش کرد بلیت‌های کنسرتش را هم از طریق سایت خودش به فروش برساند.
تمام این‌ها او را بدل به پاپ استاری کرد که از تنظیم‌کننده‌ها، تهیه کننده و حتی سایت‌های تبلیغاتی و بلیت‌فروشی بی‌نیاز بود.
ارتباطش با رسانه‌ها را هم به کلی قطع کرد  و حتی در کنفراس مطبوعاتی جشنواره فجر به علت حضور یکی از خبرنگارانی که با او مشکل داشت شرکت نکرد.
در این میان حاشیه‌هایی هم داشت که تا حدی به جایگاه سفت و محکمش ضربه زد.
از تشابه طرح های آلبوم‌ها و قطعاتش گرفته تا فالش خوانی عجیب و غریب در کنسرت.
او در قالب یک پست اینستاگرامی نسبت به رفتار سلبریتی‌هایی که از حسن روحانی حمایت کرده بودند اعتراض کرد و همین باعث شد مورد توجه و حمله‌های زیادی قرار بگیرد.
از بهاره رهنما به خاطر توئییت‌هایی که در مورد او زده بود شکات کرد و اردیبهشت امسال علیه او حکم گرفت.
سیروان چند روز پیش خبر کنسرت آنلاین و انتشار آلبوم جدیدش اعلام کرد و حواشی هم آغاز شد
تیزری از آلبوم منتشر شد که با قطعه‌ای از گروه اسلیپ‌ نات شباهت غیر قابل انکاری داشت.
بسیاری از صفحات مجازی به این موضوع پرداختند و سیروان را متهم به کپی کاری کردند.
او در پاسخ به این حواشی پستی گذاشت که شباهت قطعه‌ای از دیوید گیلمور با قطعه نه نرو را نشان می‌داد و ادعا کرد این شباهت‌ها اتفاقی است.
البته منتقدانش هم در اینستاگرام و توئیتر بیکار نماندند و شباهت‌های دیگری را در آثارش به نمایش گذاشتند.
از طرفی هم بسیاری به قیمت بالای کنسرت آنلاینش معترض شدند

مهراد جم از مهاجرت تاسایت شرط بندی

0

بالاخره پس از حرف و حدیث‌های فراوان شایعه مهاجرت «مهراد جم» از ایران تایید شد. خواننده جوانی که تازه در ابتدای راه شهرت قرار داشت و در یک روز دو شوک را به موسیقی ایران وارد کرد. شوک اول علنی شدن مهاجرتش بود و دومین شوک که بزرگتر هم بود این است که مهراد جم جذب یک سایت شرط بندی در کشور ترکیه شده است. اتفاقی عجیب که به نظر می‌رسد بی ارتباط به یک خانم ایرانی اینفلوئنسر نباشد که در ترکیه زندگی می‌کند. اینفلوئنسری که طی چند روز گذشته عکس‌هایی از او و مهراد جم منتشر شد و در ابتدا برخی آن را فوتوشاپ قلمداد می‌کردند! از سوی دیگر «هادی حسینی» و «مسعود جم» که تهیه‌کننده و مدیر هنری سابق مهراد جم هستند روز سه‌شنبه ۲۹ مهر برای صحبت با مهراد جم به ترکیه سفر کرده بودند.

جلسه مسعود جهانی و هادی حسینی با مهراد جم به نتیجه‌ای ختم نمی‌شود و این خواننده جوان تصمیم می‌گیرد در ترکیه بماند. ساعاتی پس از این جلسه بی‌نتیجه سراغ جهانی و حسینی رفتیم و با آنها درباره این اتفاق خبرساز صحبت کردیم.

مسعود جهانی ابتدا درباره اینکه آیا مهراد جم از قبل به کسی درباره تصمیم خود چیزی گفته بود اعلام کرد:« اصلاً هیچکس نمی‌دانست که او می‌خواهد برود و اصلاً قصد رفتن نداشت. مهراد همیشه دوست داشت که در ایران باشد. فکر می‌کنم حدود سه ماه است که قرارداد من با مهراد به دلیل برخی اتفاقات منتفی شده است و او دیگر خواننده من نبود. با همه این اتفاقات هیچ وقت فکر نمی‌کردم مهراد چنین کاری انجام دهد.»
او در ادامه اعلام کرد:« مهراد به زمان کنسرت که رسید و شیوع کرونا پیش آمد ولی کار می‌کرد و پول بدی در نمی‌آورد. از هر لحاظ هم تأمین بود. در کل مشکل خاصی نداشت که بخواهد بگوید من از ایران می‌روم.»

هادی حسینی هم روایت دیگری از جزئیات مهاجرت مهراد جم داشت:«
مهراد یک پسر بسیار استعداد و یک هنرمند بسیار استثنایی بود. متأسفانه چند روزی بود که او با خانمی در ترکیه آشنا شده بود. مهراد جم اغفال شده است چون این پسر دو سال پیش من بود و برایش زحمت کشیده بودم. من و مسعود جهانی و همه تیم برایش زحمت کشیدیم و به آن نتیجه‌ای که می‌خواستیم زود رسید ولی متأسفانه به دام شبکه‌های خارجی افتاده است که از جوانان بااستعداد و صفحات آنها سواستفاده می‌کنند. من و مسعود جهانی دنبال او به ترکیه آمدیم. خیلی تلاش کردیم که از تصمیم اشتباهش او را منصرف کنیم ولی موفق نشدیم.»

مسعود جهانی درباره تلاشی که به همراه هادی حسینی برای بازگرداندن مهراد جم به ایران داشتند چنین توضیحاتی را مطرح کرد:« ما زیاد با او صحبت کردیم و اتفاقات دیگری هم رخ داد اما متأسفانه اصلاً انگار نه انگار! ایشان از هیچ بابتی راضی نشد. می‌خواستیم هرطور که می‌شود او را برگردانیم اما مهراد جم دوست ندارد به ایران برگردد.»

هادی حسینی در پاسخ به سوال خبرنگار «موسیقی ما» مبنی بر اینکه شایعه جذب مهراد جم توسط یک سایت شرط بندی اعلام کرد:« هنوز اتفاقی نیفتاده است ولی فعلاً او را از ادامه همکاری با ما در ایران منصرف کرده‌اند. به مهراد جم گفته‌اند که اینجا بیشتر می‌توانی پول در بیاوری. ما هم با ایشان قطع همکاری کردیم تا خدایی نکرده اگر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران، کار غیرقانونی انجام دادند برای ما مسئولیتی نداشته باشد.»

ولی در نقطه مقابل، مسعود جهانی صراحتاً این شایعه را تأیید کرد:«
این شایعه نیست و کاملاً درست است. این موضوع را چطور بگویم چون اصلاً راجع به آنها صحبت کنم. الان حال خوبی ندارم و چه باید بگویم؟ بگویم کسی که این همه سال برایش وقت گذاشتیم و او را ساختیم این کار را کرد؟ حتی گفتنش هم خجالت آور و چندش آور است. »

هادی حسینی در بخش دیگری از مصاحبه راجع به جزئیات قرارداد با مهراد جم و پیگیری قانونی این موضوع گفت:« ایشان بیست سال با من قرارداد دارند. اسم مهراد جم تا آخر عمر برای من است. اسم اصلی ایشان «محسن سعیدی کیا» است. علاوه بر اسم هنری مهراد جم، حقوق مادی و معنوی آثارش هم برای من است. هیچ جا نمی‌تواند اجرا داشته باشد یا فعالیت هنری انجام دهد مگر اینکه وارد شغل دیگری شود. در حال پیگیری قراردادم از طریق وکلا هستم. قراردادی که ما داشتیم محضری و بین‌المللی بود. تا جایی که بتوانیم و ضوابط و قوانین اجازه دهد پیگیری خواهیم کرد. »

این تهیه‌کننده درباره اینکه گفته می‌شود او بابت کنسرت‌های مهراد جم از تهیه کننده‌های شهرستان مبلغ زیادی که به روایت‌هایی چهار تا پنج میلیارد تومان است را دریافت کرده است گفت:« ما هیچ مبلغ چهار یا پنج میلیارد از کسی نگرفتیم. قرارداد کنسرت‌های شهرستان او را با دو نفر از دوستان بستیم و قابل حل است. ما تاوان اطمینان خودمان را می‌دهیم. هرکسی که بابت مهراد جم به ما مبلغی پرداخت کرده است همان مبلغ عودت داده می‌شود. ما باید تاوان اینقدر قضیه را بدهیم و اجازه نمی‌دهیم کسی متزلزل شود. »

مسعود جهانی صحبت‌های خود درباره داستان و حواشی مهاجرت مهراد جم را اینطور به پایان رساند:« یک نفر باید خودش بخواهد و هرکاری که می‌کند مسئولیتش پای خودش نوشته می‌شود. خیلی‌ها زحمت او را کشیدند و خیلی‌ها تلاش کردند. در نهایت آن اتفاقی که رخ می‌دهد اصلاً به نفع هیچکس نیست. مخصوصاً تهیه‌کننده‌ای که برایش کار کرده یا شخصی که زحمتش را کشیده است. وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد آدم حس خوبی ندارد و انشاالله دیگر چنین چیزی نباشد. این یک مورد اصلاً عجیب و غریب بود چون ایشان مشکل مالی یا مشکلی برای انتشار آثارش نداشت. من نمی‌دانم چرا چنین چیزی پیش آمد ولی از دستمان رفت!»

هادی حسینی هم نهایتاً چنین صحبتی را با جوان‌ها داشت:« از افرادی که در ایران هستند و صفحات مجازی افراد سواستفاده‌گر که سایت‌های شرط‌ بندی دارند و از مردم سواستفاده‌های مالی و غیره انجام می‌دهند دوری کنند. به دلیل اینکه اینجا هیچ خبری نیست. خارج از کشور هیچ خبری نیست چون نه می‌توان پول درآورد و نه می‌توان اعتباری کسب کرد. ما ایرانی هستیم و هر کاری که می‌توانیم انجام بدهیم باید در ایران و کشور خودمان باشد. نباید جیب دیگران را به خاطر یک تصمیم اشتباه پر کنیم.»

میراث شجریان در دل‌ها و اندیشه‌ها خواهد ماند

0

بیش از ۲۰ سال قبل، اواخر تابستان سال ۱۹۹۹ کنفرانس علمی بزرگی با محوریت آثار فرهنگی و علمی خیام از سوی یونسکو برگزار شد که طی آن محمدرضا شجریان هم با برپایی کنسرتی، اشعاری از عمر خیام و سعدی خواند. در همین مراسم بود که مدال پیکاسو به پاس تلاش شجریان در شناساندن موسیقی اصیل ایرانی و معرفی کاربرد آن در صلح و دوستی توسط «فدریکو مایور»، مدیرکل وقت یونسکو به او اعطا شد. هر چند که این تنها تقدیر یونسکو از زنده یاد شجریان نبود، زمستان سال ۲۰۰۷ هم به پاس ارزش های انسانی و فرهنگی آثار استاد، مدال موتزارت به او اعطا شد. از همین رو، «ادری ازوله»، مدیرکل یونسکو با ارسال پیامی به احمد جلالی، سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو درگذشت زنده یاد شجریان را تسلیت گفت. اودر پیام خود آورده است:

«با اندوه فراوان از درگذشت محمدرضا شجریان آگاه شدم، انسانی که قلب بسیاری را در ایران، فارسی زبانان منطقه و سراسر جهان متاثر ساخت. از طرف یونسکو به شما، خانواده وی و مردم ایران صمیمانه تسلیت می گویم. از دلبستگی تان به ایشان و سنگینی این فقدان آگاهم.

آقای شجریان نه تنها خواننده ای با استعداد و استادی کامل در سبک های موسیقی سنتی ایران بود، بلکه هنر خود را برای دفاع از اهداف بشردوستانه و آموزشی و تربیتی مصروف داشت. در کنار تخصص موسیقایی اش، او با صدای رسا و مصمم، حصارهای جدایی میان افراد، کشورها و فرهنگ ها را درنوردید. بر این اساس بود که پس از اجرای آوازی اشعار عمر خیام در این سازمان، جایزه پیکاسو یونسکو را در سال ۱۹۹۹ دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۰۷، در مراسمی که به افتخار شما، به عنوان رئیس پیشین مجمع عمومی یونسکو و پایان ماموریت ۱۰ ساله نزد این سازمان برگزار شد، مدال موتزارت یونسکو به او اعطا شد.

آقای شجریان طی بیش از ۶ دهه، با فضیلت هنری خود، زیبایی شعر کلاسیک پارسی، از جمله اشعار سعدی، حافظ، مولانا جلال الدین رومی، عطار و عمر خیام را در پرتو تازه ای به نمایش گذاشت. وی این امکان را برای نسل جدید فارسی زبانان در کشورهای مختلف فراهم ساخت تا هویت فرهنگی و میراث مشترک خود را بازیابند، و با این کار، پیوندهای فرهنگی مردمان منطقه را استحکام بخشید.

آقای شجریان در چند سال اخیر شجاعانه با بیماری جنگید و در عین حال پیوند عمیق خود را با مردم ایران نگاه داشت، مردمی که او از آنان الهام می گرفت و برای آنان می خواند. او با آثار خود نشان داد که راه های بسیاری وجود دارد که فرهنگ، با آشکار ساختن آدمیت مشترکمان، ما را به هم نزدیک تر کند. از دیدگاه او، هدف همه هنرها انسانیت است که باید بر جهان حکمفرما باشد. این نگاه، ارتباط تنگاتنگ با رسالت یونسکو دارد که می گوید: سنگر دفاع از صلح را می باید در اندیشه زنان و مردان ساخت.

میراث محمدرضا شجریان در دل ها و اندیشه هایمان زنده خواهد ماند.

لطفا همدردی عمیق ما را پذیرا باشید.»

ادی ون هیلن درگذشت

0

«ادی ون هیلن» موسیقیدان بزرگ راک و از تاثیرگذارترین گیتارییست‌های تمام ادوار، در سن ۶۵ سالگی درگذشت.

به نقل از گاردین، «ولفگانگ ون هیلن » در صفحه اجتماعی خود، از درگذشت برادرش «ادی ون هیلن» پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان خبر داد.

«ادی ون هیلن» در سال ۱۹۵۵ در آمستردام هلند متولد شد اما در کالیفرنیا بزرگ شد و در سال ۱۹۷۴ یک گروه موسیقی راک با نام «ون هیلن» به همراه برادرش تشکیل داد. این گروه موسیقی در سال ۱۹۸۷ و با انتشار اولین آلبوم خود در عرصه موسیقی راک به شهرت رسید و در نهایت بیش از ۱۰ میلیون نسخه از این آلبوم به فروش رفت.

این گروه موسیقی بسیار موفق که بخش مهمی از محبوبیت و شهرت خود را مرهون سبک نوآوارنه گیتارنوازی «ادی ون هیلن» است، در مجموع با انتشار ۵ آلبوم بیش از ۸۰ میلیون نسخه از آثارش را در سراسر جهان فروخته است.

«ادی ون هیلن» که از سال ۱۹۹۹ درگیر بیماری سرطان بود، از بزرگ‌ترین و بااستعدادترین نوازندگان گیتار الکتریک قرن بیستم محسوب می‌شود. او در سال ۲۰۱۲ و در نظرسنجی مجله موسیقی «Wolrd Guitar» در رتبه نخست ۱۰۰ گیتاریست برتر تاریخ قرار گرفت.

کنسرت خبری نیست

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 75
دانلود

بی تابی برای کنسرت

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 73
دانلود

درامد بالای خوانده ایرانی

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 72
دانلود

راه سکوت بهتر هست

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 73
دانلود

بی تفاوتی در موزیک ایران

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 72
دانلود

تنها دلیل رسوایی خواننده معروف

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 72
دانلود