آهنگهای ویژه

  • اشوان

    کتاب

  • دل دل

  • شبنم

    سن سویرم

  • محسن ابراهیم زاده

    یکی یدونه

  • محسن چاوشی

    حلالم کن

  • اشوان

    شیدا

خارجی

میراث شجریان در دل‌ها و اندیشه‌ها خواهد ماند

0

بیش از ۲۰ سال قبل، اواخر تابستان سال ۱۹۹۹ کنفرانس علمی بزرگی با محوریت آثار فرهنگی و علمی خیام از سوی یونسکو برگزار شد که طی آن محمدرضا شجریان هم با برپایی کنسرتی، اشعاری از عمر خیام و سعدی خواند. در همین مراسم بود که مدال پیکاسو به پاس تلاش شجریان در شناساندن موسیقی اصیل ایرانی و معرفی کاربرد آن در صلح و دوستی توسط «فدریکو مایور»، مدیرکل وقت یونسکو به او اعطا شد. هر چند که این تنها تقدیر یونسکو از زنده یاد شجریان نبود، زمستان سال ۲۰۰۷ هم به پاس ارزش های انسانی و فرهنگی آثار استاد، مدال موتزارت به او اعطا شد. از همین رو، «ادری ازوله»، مدیرکل یونسکو با ارسال پیامی به احمد جلالی، سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو درگذشت زنده یاد شجریان را تسلیت گفت. اودر پیام خود آورده است:

«با اندوه فراوان از درگذشت محمدرضا شجریان آگاه شدم، انسانی که قلب بسیاری را در ایران، فارسی زبانان منطقه و سراسر جهان متاثر ساخت. از طرف یونسکو به شما، خانواده وی و مردم ایران صمیمانه تسلیت می گویم. از دلبستگی تان به ایشان و سنگینی این فقدان آگاهم.

آقای شجریان نه تنها خواننده ای با استعداد و استادی کامل در سبک های موسیقی سنتی ایران بود، بلکه هنر خود را برای دفاع از اهداف بشردوستانه و آموزشی و تربیتی مصروف داشت. در کنار تخصص موسیقایی اش، او با صدای رسا و مصمم، حصارهای جدایی میان افراد، کشورها و فرهنگ ها را درنوردید. بر این اساس بود که پس از اجرای آوازی اشعار عمر خیام در این سازمان، جایزه پیکاسو یونسکو را در سال ۱۹۹۹ دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۰۷، در مراسمی که به افتخار شما، به عنوان رئیس پیشین مجمع عمومی یونسکو و پایان ماموریت ۱۰ ساله نزد این سازمان برگزار شد، مدال موتزارت یونسکو به او اعطا شد.

آقای شجریان طی بیش از ۶ دهه، با فضیلت هنری خود، زیبایی شعر کلاسیک پارسی، از جمله اشعار سعدی، حافظ، مولانا جلال الدین رومی، عطار و عمر خیام را در پرتو تازه ای به نمایش گذاشت. وی این امکان را برای نسل جدید فارسی زبانان در کشورهای مختلف فراهم ساخت تا هویت فرهنگی و میراث مشترک خود را بازیابند، و با این کار، پیوندهای فرهنگی مردمان منطقه را استحکام بخشید.

آقای شجریان در چند سال اخیر شجاعانه با بیماری جنگید و در عین حال پیوند عمیق خود را با مردم ایران نگاه داشت، مردمی که او از آنان الهام می گرفت و برای آنان می خواند. او با آثار خود نشان داد که راه های بسیاری وجود دارد که فرهنگ، با آشکار ساختن آدمیت مشترکمان، ما را به هم نزدیک تر کند. از دیدگاه او، هدف همه هنرها انسانیت است که باید بر جهان حکمفرما باشد. این نگاه، ارتباط تنگاتنگ با رسالت یونسکو دارد که می گوید: سنگر دفاع از صلح را می باید در اندیشه زنان و مردان ساخت.

میراث محمدرضا شجریان در دل ها و اندیشه هایمان زنده خواهد ماند.

لطفا همدردی عمیق ما را پذیرا باشید.»

23 اکتبر 20
دیدگاه
بازدید 178
دانلود

ادی ون هیلن درگذشت

0

«ادی ون هیلن» موسیقیدان بزرگ راک و از تاثیرگذارترین گیتارییست‌های تمام ادوار، در سن ۶۵ سالگی درگذشت.

به نقل از گاردین، «ولفگانگ ون هیلن » در صفحه اجتماعی خود، از درگذشت برادرش «ادی ون هیلن» پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان خبر داد.

«ادی ون هیلن» در سال ۱۹۵۵ در آمستردام هلند متولد شد اما در کالیفرنیا بزرگ شد و در سال ۱۹۷۴ یک گروه موسیقی راک با نام «ون هیلن» به همراه برادرش تشکیل داد. این گروه موسیقی در سال ۱۹۸۷ و با انتشار اولین آلبوم خود در عرصه موسیقی راک به شهرت رسید و در نهایت بیش از ۱۰ میلیون نسخه از این آلبوم به فروش رفت.

این گروه موسیقی بسیار موفق که بخش مهمی از محبوبیت و شهرت خود را مرهون سبک نوآوارنه گیتارنوازی «ادی ون هیلن» است، در مجموع با انتشار ۵ آلبوم بیش از ۸۰ میلیون نسخه از آثارش را در سراسر جهان فروخته است.

«ادی ون هیلن» که از سال ۱۹۹۹ درگیر بیماری سرطان بود، از بزرگ‌ترین و بااستعدادترین نوازندگان گیتار الکتریک قرن بیستم محسوب می‌شود. او در سال ۲۰۱۲ و در نظرسنجی مجله موسیقی «Wolrd Guitar» در رتبه نخست ۱۰۰ گیتاریست برتر تاریخ قرار گرفت.

23 اکتبر 20
دیدگاه
بازدید 196
دانلود

کنسرت خبری نیست

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 201
دانلود

بی تابی برای کنسرت

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 211
دانلود

درامد بالای خوانده ایرانی

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 205
دانلود

راه سکوت بهتر هست

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 202
دانلود

بی تفاوتی در موزیک ایران

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 201
دانلود

تنها دلیل رسوایی خواننده معروف

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 200
دانلود

دلایل ضعف موسقی

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 216
دانلود

شماره یک خواننده ی ایران

0

با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر بین مناطق مختلف، حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر مستندات تاریخی نشده باشد.»

تیرماه سال جاری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه از تکمیل پرونده ثبت دالاهو به عنوان شهر ملی تنبور و ارسال آن به وزارت میراث فرهنگی خبر داد. این خبر در بدو انتشار با انتقاداتی از سوی نوازندگان و پیشکسوتان تنبور شهر های دیگر استان کرمانشاه همراه بود. خانه موسیقی از سال گذشته و با مطرح شدن این مساله در برخی محافل استانی نامه ای به استانداری کرمانشاه ارسال کرد و با توجه به خواست هنرمندان خواهان جلوگیری از این مساله شده بود. با مطرح شدن دوباره خبر فوق خانه موسیقی نامه ای به علی اصغر مونسان(وزیر میراث فرهنگی) نوشت و با ابراز مخالفت از تصمیم فوق و با توجه به اینکه استان کرمانشاه مهد رشد و خاستگاه تنبور در ایران بوده است، خواستار نامگذاری این استان یا شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان به نام شهر ملی تنبور شد.

در همین رابطه در گفت‌وگویی با «فرید الهامی» آهنگساز و نوازنده تنبور شهر صحنه، نظر او را درباره‌ی نام‌گذاری یک شهر به نام شهر ملی تنبور و همچنین قدمت و خاستگاه جغرافیایی تنبور جویا شدیم.

فرید الهامی در ابتدای صحبت هایش پیرامون ریشه ساز تنبور گفت: «به نظرم قبل از پرداختن به دو حوزه از حوزه‌های جغرافیایی تنبور(صحنه و گوران) می‌بایست به ریشه‌های این ساز کهن زهی زخمه‌ای بپردازیم. دستاوردهای باستان‌شناسان بر اساس سنگ نوشته‌ها، مهرها و سفال‌ها و نگاره‌ها، دیرینگی این ساز به هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد می رسد؛ اما در مناطق زاگرس‌نشین غرب ایران از حلبچه و هاوار کنونی در اقلیم کردستان تا منطقه هورامان و مناطقِ لک نشین در استان لرستان این ساز توسط قدما از ۱۰۰۰ سال پیش تا به امروز میراثداری شده است.»

این نوازنده تنبور به حوزه تنبور صحنه به اختصار اشاره کرد و افزود: «تنبور قبل از آنکه توسط شاه خوشین لرستانی به اشتهار و تقدس آیینی برسد، از جانب اربابان فرهنگ و هنر در مناطق مختلف تسکین دهنده ی تنهایی‌ها و نامرادی‌های روزگار هم بوده است؛ اما بر اساس گواهی‌های موجود در تاریخ (الفهرست…) بیشتر در منطقه‌ی پهلویان بالاخص در دینور مورد توجه بوده و می‌توان گفت که دینور (ماه کوفه) علاوه بر اینکه از بار علم و دانش شاخص نجد ایران بوده، بلکه از بار هنری نیز همگام با ادبیات و فرهنگ دارای پایگاه نشر و احیاء نغمات گوسان های زمان باربدها نیز بوده است.»
این پژوهشگر حوزه تنبور افزود: «لازم به ذکر است که دینور دو حاکم نشین داشته؛ یکی حاکم نشین کرمانشاه و دیگر حاکم نشین خود دینور. یعنی حوزه جغرافیایی دینور تا کرمانشاه و حد واسط ماه بصره (نهاوند) را شامل می شده است؛ و این مرکزیت علم و دانش و هنر بخشی از شهرستان کنونی صحنه است. این منطقه بر اساس اسناد و مدارک باستان شناسی همچون استودان شیرین و فرهاد، تپه شیخی آباد… دارای قدمتی مشخص است و همیشه در زاگرس شاخصه های حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هنر را در خود در هر مقطعی از تاریخ بر اساس اسناد تاریخی داشته است. پس از آنکه شاه خوشین در قرن چهارم تنبور را هیبتی تازه با تعریفی جدید ارائه می دهد، صحنه (دینور) اولین پایگاهی است که این انقلاب هنری با تعریف جدیدش را می پذیرد‌؛ که این پایگاه را می توان در مقاطع مختلف تاریخی بر اساس شواهد و قراین موجود بازنمایاند. دده بگتر در این منطقه در قرن پنجم هجری نمونه ی شاخص این مفهوم است که حظ روحانی با نوای تنبور را با یارانش جمع می بسته اند. اهتمام به مقام و پردازش به روح هنر از جمله ساخت و تهیه ی این ساز در منطقه نسل به نسل و دوره به دوره انتقال داده می شود تا به پیرفتحعلی صحنه ای در قرن هشتم می رسد، که اگر بخواهیم در این خصوص مفصل بنویسیم خود مقاله ای بلند خواهد شد.»

به گفته‌ی «الهامی» حوزه ی تنبورنوازی صحنه در هر دوره و عصری رونق می گیرد تا به زمان سید فرضی و شیخ امیر در قرن دوازدهم نزدیک به ۳۲۰ سال قبل (هم عصر با نادرشاه افشار) می رسد و در هر دوره ای مقامی از جانب این بزرگان به گنجینه ی مقام های تنبور اضافه می گردد. کوک دوم تنبور(فاصله پنجم درست) و مقام مهمی در تنبور یارسان بنام شیخ امیری است که نمونه ی یک پردازش وزین میباشد. اهتمام بر حفظ و اشاعه ی مقامهای تنبور به واسطه ی ،تیمور ثانی، سید نصرالدین جیحون آبادی، آقاعباس جیحون آبادی و… دست به دست مکتب تنبور صحنه را به اوج شکوفایی و غنای موسیقیایی می رساند؛ تا آنکه سید ایاز و باباغلام همت آبادی و سید امرالله شاه ابراهیمی ،درویش امیر حیاتی و… آنرا به نسل امروزی می رسانند.

الهامی در خصوص تغییرات تنبور نیز گفت: «سه سیم شدن تنبور از حدود ۱۴۰ سال پیش در صحنه اتفاق افتاده (به روایتی از استاد خداوردی  و به روایتی از زنده یاد استاد نورعلی الهی). در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار درویش امیر حیاتی تنبور را در رادیو با اشعار فارسی (علی گویم علی جویم ) اجرا می کنند و در سال ۱۳۵۳  استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی پدر تنبور نوازی معاصر، تنبور را از جمخانه ها به سوی استیج های موسیقی هدایت می کنند و پس از آن از بارزترین اساتید منطقه در معرفی ساز  تنبور  در بین نسل امروز و همچنین در ابعاد جهانی بی شک زنده یاد استاد سیدخلیل عالی نژاد بود که نقش بسزایی دراین مهم داشته است.:

الهامی به نقش ویژه منطقه صحنه در خصوص رشد ساز تنبور اشاره کرد و گفت: «با توجه به مستندات تاریخی و صدها نشانه با دلیل و سند از تنبور نوازی و تنبورسازی در این منطقه، شهر صحنه را بی شک می توان به نوعی مهد تنبور و مقام نامید. اما جای هیچ شک و شبهه ای نیست از دوران گذشته تنبور سازی و تنبور نوازی در گوره جو و گهواره و ایل قلخانی و سنجابی  جایگاه ویژه ای داشته است و همچنین میراثدارانی چون کادارا ، لالو بیر خان، سید قاسم افضلی درویش علی میر، سید محمود علوی،سید ولی حسینی و استاد طاهر یارویسی و… در این مناطق می زیسته اند و اجداد استاد اسدالله فرمانی تا هشت نسل گذشته در ساخت ساز تنبور همت گماشته‌اند.»

فرید الهامی با اشاره به موضوع ثبت شهر ملی تنبور خطاب به مسولان میراث فرهنگی و استانداری کرمانشاه گفت: «با توجه به پیشینه فرهنگی این ساز در دو حوزه تنبور نوازی که پیشتر عنوان شد آیا بهتر نیست از دوشهر صحنه و دالاهو به عنوان شهر های تنبور یاد شود؟! تا با این کار علاوه بر دوستی و مودت و برادری بیشتر در بین دو منطقه حقی نادیده گرفته نشود و اجحافی بر تاریخی نشده باشد. اگر قصد و هدف پاسداری از این ساز است که همدلی و درکنار همدیگر بودن مهمترین مساله است و بر اساس مفاد کنوانسیون یونسکو ثبت ملی و جهانی، جهت صلح و همچنین مهر و دوستی در بین اقوام مختلف بنانهاده شده است. جلسه ای که در  ۱۶ دیماه ۱۳۹۸ در کرمانشاه با حضور اساتید و بزرگان دو حوزه برگزار شد، صورتجلسه ای با امضای تمام بزرگان منطقه منعقد گردید که تماما متفق القول بر ثبت این دوشهر( صحنه و دالاهو) بعنوان شهر تنبور صحه گذاشته شد.»

وی در پایان سخنانش گفت: «ارادت بنده نسبت به  اساتید منطقه گوران و دالاهو از جمله زنده یاد استاد طاهر یارویسی و زنده یاد سیدقاسم افضلی و همچنین جناب استاد علی اکبر مرادی  و سایر اساتید دارم پیوندی ناگسستنی است.»

01 سپتامبر 20
دیدگاه
بازدید 203
دانلود